معنی خیرالدین پاشا
7 بازدید
[ خَ رُدْ دی ] (اِخ) اصل او از چرکس بود و بخردی بتونس آمد و از متقربان احمدبای شد. احمدبای او را از خدمتگزاران خاصهٔ خود گردانید و کمک بر اتمام تحصیل او کرد و بعد کارهای دیوان به او داد و او در مناصب دولتی و نظامی و سیاسی ترقیات چشمگیر کرد تا بوزارت دریاداری بسال ۱۸۵۵ م. رسید در سال ۱۸۷۸ م. سلطان عبدالحمید او را نزد خود خواست و مقام صدارت عظمی به او داد ولی در این کار دوام نیاورد و عضو مجلس اعیان گردید و در قسطنطنیه ماند تا بدانجا درگذشت. او راست: ۱ -اقوم المسالک فی معرفة احوال الممالک. که در وصف مملکتهای فرنگان و شناخت احوال آنها پرداخته شده. ۲ -مقدمهٔ اقوم لمسالک. (از معجم المطبوعات). رجوع به اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۰۲ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «خیرالدین پاشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر