معنی خیرآمدن
7 بازدید
[ خَ / خِ مَ دَ ] (مص مرکب) نیکوئی سرزدن. نیکی نصیب شدن : یارب از جنس ما چه خیر آید تو کرم کن که رب اربابی.سعدی. || حادثهٔ خوب آمدن. سرنوشت و تقدیر نکو آمدن. واقعهٔ خوب رخ دادن.
کلمات همقافیه با «خیرآمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر