معنی خیاران
11 بازدید
[ خَ یْ یا ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه بخش طراهان شهرستان خرم آباد. واقع در ۳۴ هزارگزی جنوب باختری کوهدشت و ۳۴ هزارگزی جنوب باختری راه خرم آباد به کوهدشت. با ۱۸۰ تن سکنه. آب آن از نهر خسروآباد و راه آن مالرو می باشد و در تابستان می توان اتومبیل برد ساکنان از طایفهٔ نورعلی اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۱۴ هزارگزی جنوب باختری سنقر و ۵ هزارگزی باختر شوسهٔ سنقر به کرمانشاه با ۲۶۵ تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و تریاک و توتون و انگور و قلمستان شغل اهالی زراعت و قالیچه و جاجیم و پلاس بافی است و از طریق عباس آباد در تابستان می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «خیاران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر