معنی خو داشتن
8 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) معتاد بودن. (یادداشت بخط مؤلف): آزردن ما زمانه خو دارد مازار از او، گرت بیازارد.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «خو داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر