معنی خوی درد
7 بازدید
[ خِ دَ ] (اِ مرکب) بیماری در انگشتان که بتازی داحس گویند. (ناظم الاطباء). نام مرضی است و آن چنان باشد که اطراف انگشت پخته شود و چرک کند و گاهی باشد که ناخن بیفتد و آنرا در عربی داحس گویند. (برهان قاطع). گوشه. ناخن خواره. درد ناخن. کژدمه. عقربک. کژدمک. میشک. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوی درد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر