معنی خویشتنشناسی
7 بازدید
[ خوی / خی تَ شِ ] (حامص مرکب) خودبینی. خودپسندی. تکبر. (ناظم الاطباء). || معرفةالنفس. (یادداشت مؤلف): ماده گفت خویشتن شناسی نیکوست. (کلیله و دمنه). در جدول این خط قیاسی می کوش بخویشتن شناسی.نظامی. خویشتن شناسی نردبان بام معرفت است. (دیباچهٔ کلیات سعدی). || حالت و عمل شناسندهٔ حد خود و آنکه پا از گلیم خود بیرون نگذارد. وقوف به اندازهٔ خود. وقوف بحدود خود. شناخت ارزش خود. شناخت حدود خود.
کلمات همقافیه با «خویشتنشناسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر