معنی خویشتنبینی
8 بازدید
[ خوی / خی تَ ] (حامص مرکب) عمل و حالت کسی که خود را بزرگ و مهم داند. (از ناظم الاطباء). عُجب. بزرگ منشی. خودبینی. اِنانیَّت. مَنی. (یادداشت مؤلف): میرود وز خویشتن بینی که هست درنمی آید بچشمش دیگری.سعدی. بر این آستان عجز و مسکینیت به از طاعت و خویشتن بینیت.سعدی. هولة؛ خویشتن بینی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خویشتنبینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر