معنی خویشتنبین
5 بازدید
[ خوی / خی تَ ] (نف مرکب) کسی که خود را بزرگ و مهم داند. (از ناظم الاطباء). متکبر. مُعجِب. مُختال. فَخور. خودپسند. (یادداشت مؤلف). خودبین : خویشتن بین و بت پرست یکیست.سنائی. وانکس کو نیست خویشتن بین معصوم خدای بین شمارش.خاقانی. مبین در آینهٔ چین ای بت چین که باشد خویشتن بین خویشتن بین.نظامی. بزرگان نکردند در خود نگاه خدابینی از خویشتن بین مخواه.سعدی.
کلمات همقافیه با «خویشتنبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر