معنی خویشاوندی
6 بازدید
[ خوی / خی وَ ] (حامص مرکب) قرابت. نسبت. خویشی. (ناظم الاطباء). قربی. قرابت نسبی. رَحِم. لُحمَه. نَسَب. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خویشاوندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر