معنی خون گریه کردن
7 بازدید
[ گِ یَ / یِ کَ دَ ] (مص مرکب) خون گریستن : سازگاریهای تیغت را چو می آرد بیاد زخم ما خون گریه از بیداد مرهم میکند. کلیم (از آنندراج). خون گریه می کند در و دیوار روزگار دیگر کدام خانه برانداز می رسد.صائب.
کلمات همقافیه با «خون گریه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر