معنی خون کسی را خریدن
7 بازدید
[ نِ کَ خَ دَ ] (مص مرکب) فدیه بجان کسی دادن. پول دادن و جان کسی را خریدن. || کسی را از رنجی راحت کردن.
کلمات همقافیه با «خون کسی را خریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر