معنی خون ریختن

معنی خون ریختن

9 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) ریختن خون. کشتن و کشتار کردن. (ناظم الاطباء). سفک. (ترجمان القرآن) (تاج المصادر بیهقی). سفح. (دهار): اگر من سزایم بخون ریختن ز دار بلند اندر آویختن.فردوسی. ببیند کنون راه خون ریختن بیاساید از رنج و آویختن.فردوسی. که خون ریختن نیست آئین من نه بد کردن اندر خور دین من.فردوسی. جهان خواستی یافتی خون مریز مکن بی گنه بر تن من ستیز.فردوسی. گرش مانم بدو کارم تباهست و گر خونش بریزم بی گناهست.نظامی. چند غبار ستم انگیختن آب خود و خون کسان ریختن.نظامی. خون صاحبنظران ریختی ای کعبهٔ حسن قتل اینان که روا داشت که صید حرمند. سعدی (بدایع). که نه من ز دست عشقت ببرم بعاقبت جان تو مرا بکش که خونم ز تو خوبتر نریزد. سعدی (بدایع). ای چشم و چراغ دیدهٔ حی خون ریختنم چه میکنی هی.سعدی. فتنه انگیزی و خونریزی و خلقی نگرانند وه چه شیرین حرکاتی و چه مطبوع کلامی. سعدی (طیبات). بهر سلاح که خون مرا بخواهی ریخت حلال کردمت الا بتیغ بیزاری. سعدی (طیبات). اگرم تو خون بریزی بقیامتت نگیرم که میان دوستان اینهمه ماجرا نباشد. سعدی (طیبات). خونت برای قالی سلطان بریختند ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش. سعدی (طیبات). ندانمت که اجازت نوشت و فتوی داد که خون خلق بریزی، مکن که کس نکند. سعدی (طیبات). چو باز آمد از راه خشم و ستیز بشمشیرزن گفت خونش بریز. سعدی (بوستان). به بی رغبتی شهوت انگیختن برغبت بود خون خود ریختن. سعدی (بوستان). گه بخون ریختنم برخیزند گه به بد خواستنم بنشینند.سعدی (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «خون ریختن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید