معنی خون دل به ناخن رسیدن
7 بازدید
[ نِ دِ بِ خُ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) گریه کردن بسیار و سینه خراشیدن. (از انجمن آرای ناصری) (از برهان): بناخن رسد خون دل بحر و کان را که هر معدنش معن و نعمان نماید. خاقانی (از انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «خون دل به ناخن رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر