معنی خون در میان بودن
6 بازدید
[ دَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از جنگ در میان بودن. (آنندراج): در میان روز و شب خون در میانست از شفق خوش بهم این هر دو را دست و گریبان کرده ای. صائب (از آنندراج). || قتل در میان بودن. پای کشتن کسی در بین بودن.
کلمات همقافیه با «خون در میان بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر