معنی خون جگر خوردن
7 بازدید
[ نِ جِ گَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) اظهار تألم و غصه کردن. (یادداشت بخط مؤلف): من باری خون جگر می خورم و کاشکی زنده نیستمی که این خللها نمی توانم دید. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «خون جگر خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر