معنی خون به دل کسی ریختن
10 بازدید
[ بِ دِ لِ کَ تَ ] (مص مرکب) کسی را در تب و رنج گذاردن. خون بدل کسی کردن.
کلمات همقافیه با «خون به دل کسی ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر