معنی خون بر کسی نماندن
6 بازدید
[ بَ کَ نَ دَ ] (مص مرکب) ضعیف شدن بسیار. (آنندراج): در ساغر رقیب می لاله گون مباد خونم برو نماند که بر روش خون مباد. شانی تکلو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خون بر کسی نماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر