معنی خونچه
7 بازدید
[ حُنْ چَ / چِ ] (اِ مصغر) خوانچه و میز کوچک و سفرهٔ کوچک. || طبق. || غذائی که از مجلس جشن عروسی برای کسی که حاضر نیست فرستاده میشود. (ناظم الاطباء). || طبق کوچکی که در روی آن نان سنگکی نهند و بر آن با اسپند و دانه های ملون اشکالی ترسیم و کلماتی نویسند و در عروسی ها محض شگون در کنار سفرهٔ عقد قرار دهند.
کلمات همقافیه با «خونچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر