معنی خونخدا
6 بازدید
[ خُ ] (اِ مرکب) صاحب خون. خداوند خون. مالک و دارندهٔ خون : از بسی خون که خون خدایش مرد جوی خون رفت و گوی سر می برد.نظامی.
کلمات همقافیه با «خونخدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر