معنی خونستان
4 بازدید
[ سِ ] (نف مرکب) خون ستاننده. || حجام. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خونستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر