معنی خوندگار
6 بازدید
[ خُنْدْ / خُنْ دِ ] (اِ مرکب) مخفف خداوندگار. خواندگار. خاوندگار. خونگار. خوندکار. (یادداشت مؤلف). || لقبی است که ایرانیان بپادشاهان عثمانی بزمان صفویه می داده اند. خوندکار. (یادداشت مؤلف). (ناظم الاطباء). || خداوند. خوندکار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خوندگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر