معنی خونبها

معنی خونبها

3 بازدید
[ خومْ بَ ] (اِ مرکب) تاوان و دیهٔ ریخته شدن خون و کشته شدن کسی. (ناظم الاطباء). دیه. (ترجمان القرآن) (مهذب الاسماء): کرا کشته شد دادشان خونبها بدین کرد فرزند و خویشان رها.فردوسی. هیچ مندیش از چنین عیاری ایرا بس بود عاقلهٔ عقل ترا ایمان و سنت خونبها. سنائی. خاکی که زیر سم دو مرکب غبار گشت پیداست تا چه مایه بود خونبهای خاک. خاقانی. خون بها گر هزار دینار است تو دو چندان مرا فرستادی.خاقانی. لب لعلی چو لاله در بستان لعلشان خونبهای خوزستان.نظامی. گفت مه را به اژدها دادم کشتم از اشک خونبها دادم.نظامی. چون سجل بندم بخون چون پیش ازین از لب او خون بهایی یافتم.عطار. صد خون دارم اگر بخون خود در بند هزار خونبها باشم.عطار. هر کام دل که چرخ کسی را دهد بطبع عاقل نخواندش بجز از خون بهای خویش. کمال الدین اسماعیل. گر بزد والد پسر را و بمرد آن پدر را خونبها باید شمرد.مولوی. هر ستاره ش خونبهای صد هلال خون عالم ریختن او را حلال.مولوی. اسب تازی برنشست و شاد تاخت خونبهای خویش را خلعت شناخت.مولوی. هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق نیست گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست. سعدی. گر بزنندم بتیغ در نظرش بیدریغ دیدن او یک نفس صد چو منش خون بهاست. سعدی. ای خونبهای نافهٔ چین خاک راه تو خورشید سایه پرور طرف کلاه تو.حافظ. صد نگه کردم که یک ره ریخت خونم را ولی در نگاهی اولین خود خون بها برداشتم. ملاشانی تکلو (از آنندراج). دهند جای به پهلوی خودفروشانش بروز حشر شهیدی که خون بها دارد. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «خونبها»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ها» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید