معنی خونبندی
5 بازدید
[ خومْ بَ ] (حامص مرکب) عمل بستن خون با دارو. (یادداشت مؤلف). || اثر دارو در بستن خون. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خونبندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر