معنی خونآلوده گردیدن
7 بازدید
[ دَ / دِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) آغشته بخون شدن. خون آلوده شدن.
کلمات همقافیه با «خونآلوده گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر