معنی خوض کردن
7 بازدید
[ خَ / خُو کَ دَ ] (مص مرکب) تعمق کردن. غوررسی کردن : ز آنکه پیوسته ست هر لوله بحوض خوض کن در معنی این حرف خوض. مولوی. معاندان بحسد در حق وی خوضی کرده اند. (گلستان). - خوض کردن در سخن؛ تعمق در معنی حرفی و کلامی کردن. رجوع به خوض شود.
کلمات همقافیه با «خوض کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر