معنی خوش گذرانیدن
10 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ گُ ذَ دَ ] (مص مرکب) خوش گذرانی کردن. عیاشی کردن. تن پروری کردن.
کلمات همقافیه با «خوش گذرانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر