معنی خوشپشت
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ پُ ] (ص مرکب) اسبی که به آسانی آنرا سوار توان شد. اسبی که بزودی پشت دهد سوار را. (یادداشت بخط مؤلف): به منزلت ستوری داند که بر آن نشیند و چنانکه خواهد میراند و می گرداند و اگر رام و خوش پشت نباشد بتازیانه بیم می کند در وقت. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «خوشپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر