معنی خوشنشینی
7 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ نِ ] (حامص مرکب) حالت و عمل خوش نشین. (یادداشت مؤلف). || محافظ دولتی که از برای وی اراضی معین شده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خوشنشینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر