معنی خوشمنظری
7 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ مَ ظَ ] (حامص مرکب) خوب دیداری. خوشنمایی : نشنیده ام اندر ختن بر صورتی چندین فتن هرگز نباشد در چمن سروی بدین خوش منظری. سعدی.
کلمات همقافیه با «خوشمنظری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر