معنی خوشمزگی کردن
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ مَ زَ / زِ کَ دَ ] (مص مرکب) مزاح کردن. اِحماص. شوخی کردن. لودگی کردن. ظرافت طبع بخرج دادن. مسخرگی کردن.
کلمات همقافیه با «خوشمزگی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر