معنی خوشمزه
4 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ مَ زَ / زِ ] (ص مرکب) عذب. گوارا. لذیذ. (یادداشت مؤلف): ای خردمند گمان بر که جهان خوب درختی است که بر او اهل خرد خوشمزه و بوی ثمارند. ناصرخسرو. در میان میوه های خوشمزه شاه انگور و وزیرش خربزه.؟ || آنکه سخن های نیک و خوش آیند گوید. ظریف. بذله گو. شوخ.
کلمات همقافیه با «خوشمزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر