معنی خوشمحضر
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ مَ ضَ ] (ص مرکب) خوش مجلس. آنکه حضورش ملال آور نیست. خوش نشست و برخاست. مقابل بدمحضر. || خوب ظاهر. مقابل خوش مخبر.
کلمات همقافیه با «خوشمحضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر