معنی خوشمحاوره
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ مُ وَ / وِ رَ / رِ ] (ص مرکب) خوش گفت و شنود. خوش صحبت. خوش اختلاط: و ابوعلی محمد مردی فاضل بوده است و بغایت پرهیزگار و خوش محاوره و خوش منظر و فصیح... و دانا و عاقل. (تاریخ قم ص ۲۱۷).
کلمات همقافیه با «خوشمحاوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر