معنی خوشخط
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ خَ طط / خَ ] (ص مرکب) آنکه نیکو نویسد. آنکه خط خوب دارد. || کنایه از جوان مزلف و خوب روی. (از ناظم الاطباء). آنکه بر عارض خطی خوش دارد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشخط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خط» برای سرودن شعر