معنی خوشبوی گردانیدن
4 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ گَ دَ ] (مص مرکب) تعریف. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). اطابة. (تاج المصادر بیهقی). خوشبوی کردن. خوشبوی ساختن. خوشبو گردانیدن. خوشبو کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشبوی گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر