معنی خوشباد
[ خوَشْ / خُشْ ] (ص مرکب) با باد نیکو. با باد خوب. رَیِّح: یوم ریح؛ روزی خوش باد. (یادداشت مؤلف). عذوت الارض؛ خوش باد گردید. عذا البلد، خوش باد گردید شهر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خوشباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر