معنی خوشآوازی
7 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ ] (حامص مرکب) خوش صدائی. خوش نغمه ای. خوش الحانی : خوش آوازی نالهٔ چنگ او خبر دادش از روی گلرنگ او.نظامی. جهانجوی را زآن دل آرام چست خوش آوازی و خوبی آمد درست.نظامی.
کلمات همقافیه با «خوشآوازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر