معنی خوشآباد
7 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان نگار بخش مشیز شهرستان سیرجان، واقع در ۲۶هزارگزی جنوب خاوری مشیز و ۲هزارگزی باختر راه فرعی بافت به نگار با ۱۰۲ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان وراوی بخش کنگان شهرستان بوشهر، واقع در جنوب خاوری کنگان کنار راه فرعی لار به گله دار با آب و هوای گرم و ۱۵۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان تبادگان بخش حومهٔ شهرستان مشهد، واقع در شمال مشهد با هوای معتدل و ۵۰۵ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان، واقع در جنوب قصبهٔ رزن و جنوب خاوری فامنین با آب و هوای سرد و ۴۷۱ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان سامن شهرستان ملایر، واقع در باختر ملایر و راه شوسهٔ ملایر به بروجرد با هوای معتدل و ۱۵۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) قصبه ای است قریب به بدلیس در کوه افتاده و طرف مشرق آن گشاده، در طرف غربی اش کوهی بلند و دامنه اش دلپسند، در قدیم شهری آباد بوده شیخ حسن چوپانی آنرا خراب نموده، اکنون قریب هزار باب خانه در آن معمور است و بخوبی آب و هوا مشهور می باشد. (از آنندراج) (از انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «خوشآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر