معنی خوشآب
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ ] (اِ مرکب) آب شیرین و گوارا. (یادداشت مؤلف).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان سنگان بخش میرجاوهٔ شهرستان زاهدان، واقع در جنوب باختری میرجاوه با ۱۰۲ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان عیسوند بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع در جنوب باختری برازجان کنار راه شوسهٔ بوشهر به شیراز. هوای گرمسیری و ۴۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ خوَشْ / خُشْ ] (اِخ) دهی است از دهستان فراشبند بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد، واقع در شمال باختری فیروزآباد و کنار راه عمومی فراشبند به فیروزآباد با آب و هوای گرم و ۱۵۹ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «خوشآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر