معنی خوسف

معنی خوسف

8 بازدید
(اِخ) نام ناحیتی است به بیرجند و بدانجا درخت اناری است که محیط تنهٔ آن متجاوز از ۸۰ سانتیمتر است و هر سال ۴۰۰ کیلوگرم بار میدهد. (از یادداشت مؤلف). در فرهنگ جغرافیایی ایران این ناحیه چنین وصف شده نام یکی از بخشهای پنجگانهٔ شهرستان بیرجند است، این بخش در قسمت باختری بیرجند واقع و محدود است از شمال بشهرستان فردوس، از باختر بکویر لوت و از خاور به بخش حومه و بخش درمیان و از جنوب بدهستان عرب خانه و کویر لوت. موقعیت بخش کوهستانی و هوای آن در قسمتهای کوهستانی معتدل و آبادیهای واقع در جلگه گرمسیری می باشد. بخش خوسف از سه دهستان بنام مرکزی و گل فریز و قیس آباد تشکیل شده و دارای ۲۹۰ آبادی بزرگ و کوچک می باشد. جمع نفوس آن ۲۸۳۵۷ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند که در جنوب باختری بیرجند بر سر راه اتومبیل رو بیرجند به خوسف واقع است با مختصات جغرافیایی زیر: طول ۵۸ درجه و ۵۰ دقیقه و عرض ۳۲ درجه و ۴۵ دقیقه. موقعیت طبیعی آن جلگه و گرمسیری و با ۲۲۰۸۰ تن سکنه است. از ادارات دولتی بخشداری، دفتر ازدواج و طلاق و نمایندهٔ آمار، پاسگاه ژاندارمری. یک باب دکان بدانجاست. در این دهکده سنگ عقیق یافت میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ ] (اِخ) دهستانی است از بخش خوسف شهرستان بیرجند، واقع در ۴۲هزارگزی شهر بیرجند و از ۱۱۶ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و جمع نفوس آن ۱۶۵۱۳ تن می باشد. بزرگترین آبادی آن نوغاب است دارای ۲۶۴ تن سکنه و مقصودآباد دارای ۴۴۳ تن جمعیت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). و نیز رجوع به نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۴۴ و ۱۴۲ شود.
[ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان، واقع در شمال باختری راور و خاور راه فرعی کوهبنان به یزد. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «خوسف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید