معنی خورشیدکش
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ کُ ] (نف مرکب) کشندهٔ خورشید. از میان بردارندهٔ نور: جام تو کیخسرو جمشیدهش روی تو پروانهٔ خورشیدکش.نظامی.
کلمات همقافیه با «خورشیدکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر