معنی خورشیدجاه
10 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ ] (ص مرکب) بلندرتبه. آنکه جاه و مقام خورشید دارد: گردون غلامست از خطر خورشیدجاهست از گهر کیوان حسام است از ظفر بهرام پیکان باد هم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «خورشیدجاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر