معنی خوردسال
6 بازدید
[ خوَرْدْ / خُرْدْ ] (ص مرکب) کم سال. (ناظم الاطباء). خردسال.
کلمات همقافیه با «خوردسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر