معنی خورجان
5 بازدید
[ خُرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان قنقری پایین بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده، واقع در ۳۰هزارگزی باختری نوریان و ۱۰هزارگزی خاور شوسهٔ اصفهان به شیراز. این دهکده کوهستانی و سردسیر و دارای ۴۲۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و انگور و بادام و گردو و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «خورجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر