معنی خورتامیش
5 بازدید
[ خُرْ تامْ می ] (ترکی، اِ) بترکی مرده ای که شیطان به جسد او درشود و در میان زندگان پدیدار آید و چنین کس را بعقیدهٔ ترکان باید سنگسار کرد و کشت. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خورتامیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر