معنی خودمختاری
6 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ مُ ] (حامص مرکب) استقلال. بدون قیمومت. بدون صاحب اختیاری. آزادی. - حکومت خودمختاری؛ با استقلال حکومت کردن. حکومت بدون قیمومت. حکومت بدون سرپرست.
کلمات همقافیه با «خودمختاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر