معنی خودبین

معنی خودبین

6 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ ] (نف مرکب) بینندهٔ خود. باعُجب. خودپرست. خودخواه. (یادداشت مؤلف). مغرور. متکبر. (ناظم الاطباء): مشو خودبین که آن باشد هلاکت وز آن تیره بماند جان پاکت.ناصرخسرو. نمی بینی که ابلیس است خودبین پدید آمد سزایش طرد و نفرین.ناصرخسرو. هیچ خودبین خدای بین نبُوَد مرد خوددیده مرد دین نبُوَد.سنایی. خاقانی را نَشایی ایراک خودبینی و خویشتن پرستی.خاقانی. چو خودبین شد که دارد صورت ماه بر آن صورت فتادش چشم ناگاه.نظامی. مبین در خود که خودبین را بصر نیست خدابین شو که خود دیدن هنر نیست. نظامی. یکی آنکه در نفس خودبین مباش دگر آنکه در جمع بدبین مباش.سعدی. یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید دود آهیش در آئینهٔ ادراک انداز.حافظ. برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو راز این پرده نهانست و نهان خواهد بود. حافظ. گله از زاهد خودبین نکنم رسم این است که چو صبحی بدمد در پیَش افتد شامی. حافظ. نفس من قوی طاغی شده بود و خودبین شده بود. (انیس الطالبین).

کلمات هم‌قافیه با «خودبین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید