معنی خودباف
5 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ ] || (نف مرکب) کنایه از کسی که جعل داستان کند. (ن مف مرکب) آنچه بدون ماشین بافته شده. || نعت است برای داستانی موهوم که بر اثر جعل کسی بوجود آمده.
کلمات همقافیه با «خودباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر