معنی خوبیار
6 بازدید
(اِخ) ناحیتی است بفارس به نزدیک اردکان شیراز. (یادداشت بخط مؤلف). در فرهنگ جغرافیایی چنین آمده: دهی است از دهستان کهمرو کاکان بخش اردکان شهرستان شیراز، واقع در ۳۸هزارگزی شمال باختری اردکان و ۶هزارگزی خاور شوسهٔ اردکان به تل خسروی. این دهکده را احمد قلندری نیز می گویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).(اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جاجیم بافیست و راه مالرو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).(اِخ) دهی است جزء دهستان گرمادوز از بخش کلیبر شهرستان اهر. آب آن از رودخانهٔ سلین چای و چشمه. محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی گلیم بافی. راه مالرو است. این دهکده محل قشلاق ایل چلبیانلو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «خوبیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر