معنی خوبکرده
8 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) عمل نیکو انجام شده. نیکو انجام یافته : وآنکه او خود کرده باشد باز چون ویران کند خوب کرده زشت کردن کار معنی دار نیست. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «خوبکرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر